عبد الجليل قزوينى رازى

556

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

آن از ممكناتست پس اگر نيست پس « 1 » لاجرم نه طلاق باشد « 2 » احكام شرعى بسيار است كه آن را شرايطى هست چون حجّ و جهاد و مانند آن ؛ اگر شرايط حاصل باشد واجب باشد ؛ اينجا نيز اگر شرايط حاصل باشد واقع آيد و السّلام . اما [ جواب ] آن تعصب و بىادبى كه از سر بىديانتى كرده است و گفته كه : « اينست اباحتى مطلق » آنست كه : با اباحتى مطلق آن بهتر ماند كه مردى مست از سر جهل بىخويشتن طا و لام و قاف بر زبان براند در شب « 3 » ، بامداد « 4 » زن حلال را از خانه بدر كند و بىعدّت به ديگرى دهد و اوش به كار بدارد و بقهر ازو بازستانند « 5 » و خواجه‌اش با خانه آورد ، بكرم و تفضّل خواجهء ناصبى بايد كه قياسى بكند تا خود اباحتى مطلق اينست يا آنكه زن بايد كه پاكيزه باشد و خصومتى نباشد و مرد مكره نباشد و دو گواه حاضر باشند تا طلاق واقع باشد اينست جواب اين فصل بر سبيل اختصار ؛ و الحمد للّه كما هو أهله . آنگه گفته است : « فضيحت بيست و سيوم - رافضى بر مرده پنج تكبير كند » امّا جواب اين فصل در فصول ما تقدّم بشرح و بسط گفته‌ايم و تكرار الّا ملال نيفزايد . آنگه گفته است : « فضيحت بيست و چهارم - رافضى به همه چيزى بجهودان مشابهت كرده باشد فريضه پنج است در شبانروزى ؛ ايشان با سه كرده باشند ، و جهود سجده بر نيم روى كند ، رافضى هم‌چنين كند » . اما جواب آنست كه : بجهودان مشابهت آن را « 6 » باشد كه رؤيت مجاهره گويند « 7 » ، و از هارون امّت تبرّا كنند « 7 » ، و از وى برگردند « 7 » ، و همهء جهان دانند كه نماز پنج است و شيعت را نوافلى و مندوباتى هست كه غير ايشانرا نيست و پنج وقت سه وقت نباشد و كتب شيعت از شرح اوقات و مقدّمات و مقارنات نماز ملء « 10 » است و گر شيعت بروز آدينه جمع كنند ميان پيشين و ديگر ، يا عند ضرورت جمع كنند ميان نماز شام و خفتن كه به اختيار تا چهار ركعت نافلهء نماز شام و دو ركعت صلوة غفيله بأدعيه بنكنند بعد از فريضهء شام ، ابتدا نكنند بفريضهء خفتن ؛ نه بشب آدينه و نه

--> ( 1 ) - م ب ن اين « پس » را ندارند . ( 2 ) - ح د : « لاجرم طلاق نباشد » . ( 3 ) - ح د : « از سر هزل و بيخودى تا و لام و قاف بر زبان راند درست باشد » . ( 4 ) - م ب ن : « بامداد » را ندارند . ( 5 ) - ع : « باستانند » ن : « بازستانند » م ب : « ازو بازستاند » ح د : « ازو بازش ستاند » . ( 6 ) - يعنى آنان را ، نظر به آنكه گوينده فرقه و طايفه را اراده كرده است . ( 7 ) - ح د : « گويد » و « كند » و « برگردد » . ( 10 ) - نسخ : « ملأ » .